تبليغاتX
خون دل

همچو غنچه در این بوستان سرا خون خورده ایم تا گره از دل گشاده ایم




خط امام (ره) چیست؟ پیرو خط امام کیست؟  

خط امام (ره) چیست؟ پیرو خط امام کیست؟

امام خمینی (صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۲۹):

ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم…هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاه معرفی کنید، ننشینید که باز جایی را آتش بزنند … خط این بود که اصلاً آمریکا فراموش شود ، یک دسته «مرگ بر شوروی» را مطرح کردند تا آمریکا فراموش شود.


- رهبر عزیز انقلاب (88/07/02):

در جنگ روانى و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهاى معنوى مى‌‌آید كه آنها را منهدم كند؛ به سراغ ایمانها، معرفتها، عزمها، پایه‌‌ها و اركان اساسى یك نظام و یك كشور؛ دشمن به سراغ اینها مى‌‌آید كه اینها را منهدم بكند و نقاط قوت را در تبلیغات خود به نقاط ضعف تبدیل كند؛ فرصتهاى یك نظام را به تهدید تبدیل كند. این كارهائى است كه دارند میكنند؛ در این كار تجربه هم دارند، تلاش هم زیاد دارند میكنند، ابزار فراوانى هم در اختیارشان هست. باید ابعاد دشمن و ابعاد دشمنى را بدانیم تا بتوانیم بر او فائق بیائیم. البته ما مدد الهى داریم، كمك غیبى داریم بدون شك؛ این را انسان دارد مشاهده میكند؛ لكن ما مادامى كه هوشیارانه، آگاهانه در میدان نباشیم، تدبیر لازم را به كار نبریم، كمك الهى به سراغ ما نخواهد آمد.

امام خمینی:

راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد ؛ که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت‌های اسلامی مرز بین ”اسلام آمریکایی­” و ”اسلام ناب محمدی” و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدس‌نماهای متحجر و سرمایه‌داران خدانشناس و مرفهین بی‌درد، کاملا مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسی بسیار مهمی است، که اگر این کار توسط حوزه‌های علمیه صورت پذیرفته بود، به احتمال بسیار زیاد سید عزیز ما، عارف حسین، در میان ما بود. وظیفه همه علماست که با روشن کردن این دو تفکر ، اسلام عزیز را از ایادی شرق و غرب نجات دهند. البته خون این شهیدان عزیز تمامی خاک و خاشاک‌ها را از مسیر اعتلای ارزش‌های معنوی ریشه‌کن می‌سازد ، و همه مروجین باطل را به دریا می‌ریزد.

 

- رهبر عزیز انقلاب:                                  دنياي مذموم

چیزی که فتنه خوارج را به‏وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه‏السّلام را آن‏طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‏گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود واِلّا همه مردم که بی‏دین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن می‏ انداخت؛ فوراً این شایعه همه جا پخش می‏شد و همه آن را قبول می‏کردند!

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام منتظر | جمعه 15 آبان1388 | 22:1 | + | موضوع: |

آقای انصاری شما عضو بیت امام(ره) نیستید  

آقای انصاری شما عضو بیت امام(ره) نیستید

مخاطب این نوشتار نه بیت امام(ره) بلكه دوستانی مانند آقای انصاری است كه به میدان آمدن آنان با نام امام(ره) بعضاً ‌به جای حل مسائل به افزایش سوء‌تفاهم‌ها كمك می‌كند و اما بعد شاید در نگاه اولیه به نام آقای انصاری، این برداشت صورت گیرد كه ایشان نیز مانند هر شهروندی می‌تواند نسبت به مسائل داخلی و خارجی كشور اظهارنظر كند. اما وقتی فلسفه نامه مذكور، دفاع از بیت امام(ره) و شخص حاج حسن خمینی. اعلام می‌شود نباید به موضوعات بی‌ربط تسری یابد كه مخاطبان نیز احساس كنند دفاع از بیت امام(ره) پوششی است كه برخی افراد از آن به مثابه بستر و بهانه استفاده كنند. در نامه مذكور خواسته شده است كه در خصوص انتخابات، همانند هلوكاست بررسی و تحقیق صورت گیرد بنابراین شكی باقی نمی‌ماند كه پسینه ذهنی آقای انصاری دفاع از شكست‌خوردگان و قانون‌شكنان در انتخابات است نه بیت امام(ره).

برای نگارنده گیرنده و مخاطب این نامه (لاریجانی) موضوعیت ندارد اما در خصوص محتوای آن و خصوصاً نحوه تعامل مؤسسه نشر آثار امام(ره) با مسائل سیاسی كشور، چند نكته قابل ذكر است كه قبل از پرداختن به آن، توجه به ملاحظات زیر ضروری است:

به‌رغم گذشت 20 سال از عروج حضرت امام(ره) و 15 سال از رحلت یادگار ایشان، بیت امام(ره)، خصوصاً فرزندان حضرت امام(ره) و برخی از نسل دوم امام(ره) خصوصاً فرزندان عزیز حاج‌ احمد در مسیر امام(ره) و انقلاب بوده‌اند و حاج حسن خمینی با بزرگواری بیشتری با مسؤولان كشور همراهی كرده است بنابراین مخاطب این نوشتار نه بیت امام(ره) بلكه دوستانی مانند آقای انصاری است كه به میدان آمدن آنان با نام امام(ره) بعضاً ‌به جای حل مسائل به افزایش سوء‌تفاهم‌ها كمك می‌كند و اما بعد شاید در نگاه اولیه به نام آقای انصاری، این برداشت صورت گیرد كه ایشان نیز مانند هر شهروندی می‌تواند نسبت به مسائل داخلی و خارجی كشور اظهارنظر كند. اما وقتی فلسفه نامه مذكور، دفاع از بیت امام(ره) و شخص حاج حسن خمینی. اعلام می‌شود نباید به موضوعات بی‌ربط تسری یابد كه مخاطبان نیز احساس كنند دفاع از بیت امام(ره) پوششی است كه برخی افراد از آن به مثابه بستر و بهانه استفاده كنند. در نامه مذكور خواسته شده است كه در خصوص انتخابات، همانند هلوكاست بررسی و تحقیق صورت گیرد بنابراین شكی باقی نمی‌ماند كه پسینه ذهنی آقای انصاری دفاع از شكست‌خوردگان و قانون‌شكنان در انتخابات است نه بیت امام(ره). آیا مقایسه انتخابات و هلوكاست در یك نامه سرگشاده خواسته بیت امام(ره) است؟ قطعاً خیر. بنابراین از آقای انصاری خواهش می‌كنیم اجازه بدهید شما را از بیت امام(ره) جدا ببینیم تا خدای ناكرده عملكرد شما را به حساب آن بیت شریف ننویسیم. جناب آقای انصاری، این نكته را به صورت جدی در تصمیمات و خروجی اقدامات خود لحاظ نمایند كه نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی تمام حركات و سكنات شما را مورد بررسی قرار می‌دهند و بسیاری از مواردی كه از نگاه آنان متناسب با مشی و سیره امام(ره) نیست را می‌بینند اما برای پیشگیری از هرگونه شائبه‌ای در سینه نگه می‌دارند.

این ساده‌اندیشی است گمان كنید حزب‌الله نمی‌داند شما چه موقع به میدان می‌آیید و چه موقع نمی‌آیید، تولیدات شما در سالگرد حضرت امام(ره) با دقت مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد تا قضاوت نسبت به پایبندی به راه امام(ره) یا عدم آن، ملموس‌تر صورت گیرد. به یاد داریم كه دو سال پیش اولین صفحه ویژه‌نامه مؤسسه درخصوص سالگرد حضرت امام(ره) را به كسی اختصاص دادید كه استعفای خود را به جای ارسال به ولی فقیه، به مردم می‌نویسد. اما شما ضمن مصاحبه با ایشان این جمله را برجسته می‌كنید كه امام(ره) «به من گفت در ... بمان.» واقعاً چه كسی خواست كه ایشان در آن منصب نماند كه شما اینگونه تیتر می‌‌زنید. ذیل نام امام(ره) بارها بسیج و بسیجیان را در قالب مقاله و ویژه‌نامه سالگرد امام(ره) به تیغ نقد بردید كه اگر واقعاً دفاع از امام(ره) و اندیشه آن حضرت بود چه باك. مثل شما مثل آن روحانی‌نمایی است كه وقتی به ظاهر روی منبر از تأثیر روضه خود، از حال می‌رفت همیشه به یك طرف منبر سقوط می‌كرد. نهایتاً به وی گفتند: امكان دارد یكبار هم این طرف منبر غش كنید؟ شما «سند تأملات راهبردی حزب مشاركت» را خوانده‌اید؟ خوانده‌اید كه آنان «قوانین موضوعه» را به شرط گذر از یك فرآیند دموكراتیك قبول دارند؟ خوانده‌اید كه آنان از «بحران‌هایی كه كل سیستم (نظام) را تهدید می‌كند در راستای مردم سالاری استفاده می‌كنند.» خوانده‌اید كه آنان امام(ره) را با آن عظمت عرفانی، اخلاقی، فلسفی، سیاسی، فقهی و... طبق نظریه ماكس وبر كاریزما می‌دانند... اگر خوانده‌اید چطوری متوقعید سید یاسر در اولین رفتار رسانه‌‌ای خود به دیدار كسانی برود كه در تدوین آن سند و سكولاریزه كردن نظام نقش اساسی دارند، اما هیچ كسی دم برنیاورد. جناب آقای انصاری از شما متواضعانه می‌خواهیم روی دیگر سكه این نوشتار را دفاع از دولت احمدی‌نژاد ندانید تا بهتر بتوانید در محتوایش تعمق كنید. آیا آن ویژگی‌هایی كه در انتهای نامه خود برای بیت‌ امام(ره) آورده‌اید، مورد تأیید بیت امام(ره) می‌باشد؟ از نظر شما راه امام(ره) از كجا می‌‌گذرد؟ نگارنده هنوز در ذهن دارم كه مرحوم حاج احمد در اوج صداقت و اعتقاد بلافاصله بعد از رحلت امام(ره)، خود و بیت امام(ره) را مطیع رهبری دانستند و در جای دیگر هم اعلام كردند:«مگر ما مرده‌ایم كه رهبری تنها بماند.» آیا در آن ویژگی‌هایی كه شما در انتهای نامه آوردید این جمله جایی ندارد؟ بیت امام(ره) استمرار انقلاب اسلامی را در سیاست‌های كلی نظام كه توسط ولی حی اتخاذ می‌شود می‌دانند و در تأسی به مرحوم حاج احمد.

ما همان احساسی بودنی كه امام(ره) برای شما به كار بردند را معتقدیم اما شما باید متوجه باشید كه لغزش‌های احساسی شما به حساب بیت امام(ره) ثبت نشود. نیروهای مؤمن به انقلاب قرائت ولی فقیه حی از انقلاب اسلامی را استمرار راه امام(ره) می‌داند و قرائت‌های دیگر را از هر كسی باشد نمی‌پذیرند و برای پذیرش قرائت‌های دیگر حجت شرعی و قانونی ندارند. از شما نیز توقع است كه در این مسیر باشید (كه انشاء‌الله هستید).

برخی از منسوبان به حضرت امام(ره) پیشنهاد می‌كردند امام(ره) را نه به عنوان رهبر و بنیانگذار انقلاب اسلامی كه به عنوان یك «مكتب» به حساب آورند كه نقد آن بزرگوار را عرفی نمایند، چطور صاحبان این تفكر تحمل نقد مؤسسه آثار امام(ره) را هم ندارند؟ جنابعالی و همه كسانی كه دل در گرو انقلاب اسلامی دارند هویت و شخصیت و هستی سیاسی و اجتماعی خود را از امام(ره) می‌دانند و بدان افتخار هم می‌كنند، اما اظهارنظر جنابعالی را به عنوان شاخص سیره و اندیشه امام(ره) نمی‌دانند. جنابعالی یكی از كارمندان زحمتكش دفتر و مؤسسه نشر آثار امام(ره) هستید كه زحمات زیادی را نیز در ترویج اندیشه امام(ره) متحمل شده‌اید. اما اجازه فرمایید مریدان امام(ره) مستقیماً با منسوبان امام(ره) تعامل نمایند- البته از نسل اول امام (ره) فقط دختران بزرگوار آن حضرت در قید حیات هستند كه سركار خانم زهرا مصطفوی در مواقعی كه نیاز انقلاب و كشور به حضور و اعلام‌نظر وی بوده، به میدان آمده است و روز قدس امسال نیز به میدان آمد و به حقانیت روز قدس تأكید كرد بنابراین اجازه فرمایید تا زمانی كه فرزندان امام(ره) در قید حیات هستند، مردم آنان را ناقل سیره امام(ره) بدانند و سخن آنان را بشنوند البته شما بهتر از ما می‌دانید كه حضرت امام(ره) به مسائل نژادی و خونی اعتقادی نداشت و می‌فرمود:«دوستی من در درستی راه افراد نهفته و من با هیچ كسی در هیچ مرتبه‌ای عقد اخوت نبسته‌ام.» اما از شما كه بارها تلاش كرده‌اید، عدول از دیدگاه‌های امام(ره) را گوشزد كنید، این توقع می‌رفت كه از خود سؤال كنید و در افكار عمومی هم طرح نمایید: كسانی كه امام(ره) آنان را لیبرال‌ها می‌نامید و در نامه 6/1/68 به منتظری و در پیام 3/12/67 به روحانیت و در نامه بهمن 1366 به محتشمی‌پور، در پیام 29/4/1367 درباره پذیرش قطعنامه شدیدترین حملات را به آنان داشت، اكنون از چه كسانی حمایت می‌كنند، بیانیه‌های آنان در چند ماه گذشته در تأیید كیست، آنان كه امام(ره) می‌فرمود:«نباید رسمیت داشته باشند و باید با قاطعیت با آنان برخورد شود» در انتخابات دور دوم شوراها با اشاره و اجازه كدام جریان وارد انتخابات شوراها شدند. شما آن موقع فراموش كردید مدافع فرامین امام(ره) هستید، آیا توقع ندارید حزب‌الله به شما سوء‌ظن داشته باشد؟ چرا شما از طرف بیت امام(ره) بیانیه صادر نفرمودید كه: روز قدس مربوط به احمد‌ی‌نژاد و جناح راست نیست، بنابراین این روز را خراب نكنید؟ البته نیروهای انقلاب- ضمن احترام به بیت شریف امام(ره) به‌ویژه حضرت حجت‌الاسلام حاج حسن خمینی- بیت امام(ره) خصوصاً نسل دوم امام(ره) را منسجم و یكپارچه نمی‌بینند و میزان تقید آنان به راه امام(ره) نیز همسان نیست بنابراین هر كسی از بیت امام(ره) به راه امام(ره) معتقدتر باشد طبیعتاً‌ نزد فرزندان معنوی امام(ره) عزیز‌تر است. شاخص در این‌باره، حركت در مسیر ولایت فقیه است. كدام ولایت فقیه؟ همان ولایت فقیهی كه امام(ره) آن را از تئوری و نظریه به حكومت تبدیل كرد و در تعیین مصداق آن نیز، نگاه امام(ره) جهت‌گیری معجزه‌آسای مجلس خبرگان را رقم زد. ما علاقه‌مندیم شما را در این مسیر نه در سكوت كه در «گفتن» ببینیم. توقع از مؤسسه نشر آثار امام(ره) این است همانگونه كه اعتقاد حضرت امام(ره) درباره حاكمیت مردم بر سرنوشت خویش را برجسته می‌سازند، به همان‌سان دیدگاه امام(ره) درباره استكبار و جهانخواران را برجسته نمایند. آن مؤسسه محترم درخصوص دیدگاه‌های حضرت امام(ره) درباره حكومت جهانی اسلام (2/9/67) موضع هجومی به استكبار (مرداد 1366 و تیرماه 1367- ج2- صحیفه امام) حمایت از مستضعفان و مظلومان عالم، آزادسازی فلسطین از طریق سلاح، رنجور نشدن از قطع رابطه با جهانخواران، اخراج لیبرال‌ها از حاكمیت و... چه اقداماتی‌ انجام داده است؟ توقع این است كه امام(ره) را جامع معرفی بفرمایید البته به واسطه زحمات شما و صدا و سیما و یاران امام(ره) اندیشه امام(ره) در دسترس همگان قرار دارد، اما آن مؤسسه نقش ویژه‌ای در این‌باره دارد. استمرار روح اسلام انقلابی مدنظر امام(ره) را ترویج نمایید و همانند امام(ره) ایران اسلامی را كانون پرفروغ حمایت از محرومان و مستضعفان بدانید. قطعاً خداوند نیز شما را در این زمینه یاری خواهد كرد. موفق و مؤید باشید.

دلشكسته اي از تبار عشق با نام منتظر | شنبه 25 مهر1388 | 13:59 | + | موضوع: |

تحلیل شهید دیالمه از موسوی و همسرش  

تحلیل شهید دیالمه از موسوی و همسرش

شهید دیالمه در سال 60 سخنرانی های افشاگرانه داشت. وی در یک سخنرانی بخشی از دیدگاه خود نسبت به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را بیان کرد.

شهید عبدالحمید دیالمه اردیبهشت 1333 در تهران در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از اخذ دیپلم طبیعی، تحصیلات علوم حوزوی را آغاز کرد. سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری آموخت. او در سال 1352 به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد و مدرک دکترای داروسازی را از این دانشگاه در تاریخ 14 اسفند 1358 کسب کرد
.
شهید دیالمه در دوران جوانی و فعالیت هایش، ارتباط مستمری با افرادی چون مطهری و بهشتی داشت. وی مجبور به زندگی مخفی در طی سال های 1352 الی 56 جهت فعالیت های مبارزاتی با رژیم پهلوی شد و سرانجام توسط ساواک دستگیر شد اما به دلیل اینکه ساواک مدرک معتبری علیه او نداشت، آزاد شد
.

دیالمه از همان ابتدای ورود به دانشگاه، اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی و جذب افراد مذهبی کرد. جلسات دعای کمیل از سوی وی برای اولین بار در سطح دانشگاه برگزار گردید و پس از مدتی در سطحی گسترده تر در حرم امام رضا (ع) ادامه یافت. تشکیل و مدیریت گروه های چند نفره جهت نشر افکار اسلامی شیعی همراه با آموزش های عقیدتی و سیاسی از کارهای تشکیلاتی دیگر وی بود. او در این اثنا چندین بار توسط ساواک دستگیر شد. شهید دیالمه در طی سال های 55-54 ساماندهی حرکت های دانشجویی و مردمی را علیه رژیم عهده دار بود و به انسجام گروه های مختلف دانشجویی در زمینه مبارزاتی می پرداخت. وی در همان سال پیروزی انقلاب به تشکیل مجمع احیای تفکرات شیعی دست زد. وی از اعضای شورای هفت نفره اولیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان خراسان بود
.

دیالمه به همراه افرادی چون هاشمی نژاد، کامیاب و واعظ طبسی، شورای اولیه حزب جمهوری اسلامی را در خراسان تشکیل دادند. از فعالیت های وی در اوایل انقلاب، شرکت در جلسات مناظره و بحث با نمایندگان گروه های مختلف انحرافی در دانشگاه و شهر بود
.

او از جمله افردی بود که به شدت با افکار گروه هایی چون منافقین مخالفت می کرد. وی همچنین از منتقدان نظرات و خطی مشی سیاسی- مذهبی بنی صدر بود. دیالمه مدت ها قبل از ریاست جمهوری بنی صدر بود. دیالمه مدت ها قبل از ریاست جمهوری بنی صدر نسبت به وی نظر مساعدی نداشت و هیچ گاه از وی حمایت نکرد و حتی گروهی تشکیل داد تا مدارک و اسناد برضد بنی صدر و فعالیت های وی گردآوری کنند
.
شیهد دیالمه از جمله افرادی بود که با ارائه مدارک جهت اثبات عدم کفایت سیاسی بنی صدر موجب عزل وی شد. سخنرانی های گوناگون در شهرهای تهران، قم و مشهد که پس از نمایندگی مجلس گسترش یافت از جمله دیگر فعالیت های او بود. تاکنون حدود 400 ساعت از سخنرانی های این شهید بزرگوار گردآوری شده است
.
شهید دیالمه در دوره اول مجلس شورای اسلامی از طرف مردم مشهد کاندیدا و مورد حمایت علمای برجسته قم واقع شد و به عنوان نماینده مردم مشهد انتخاب گردید
.

در شروع مجلس نیز به علت سن کم، عضو هیئت رئیسه سنی مجلس بود. پس از آن به عنوان ریاست کمیسیون شوراها در مجلس به ایفای مسئولیت پرداخت. شهید دیالمه هفتم تیرماه در حادثه بمب بگذاری منافقین در دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید
.

شهید دیالمه در سال 60 که به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی حضور داشت در حوزه های مختلف فعال بود و به سخنرانی های افشاگرانه مبادرت می ورزید. وی در یک سخنرانی بخشی از دیدگاه خود نسبت به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد همسر وی را بیان کرد که ثانيه‏نيوز جهت اطلاع خوانندگان محترم در ذیل آورده شده است
:

* در خصوص موسوی


همین الآن افرادی کاندیدا هستن برای بعضی از وزارت خانه ها که به اعتقاد من خط فکریشون درست نیست ولی متأسفانه کاری نمی توانم بکنم فقط می توانم یک رأی مخالف بهشون بدم و یکی از نمونه هاش جناب آقای سید(میر)حسین موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، اعتقاد به این است که خط فکری او خط فکری جنبش مسلمان مبارز و پیمان و غیره می باشد، البته نمی خواهم بگویم که عضو آن سازمان، گروه و چه هست ولی جهت فکریش همونه و اگر رجوع بکنید به روزنامه ها می بینید در خیلی از جاهاش این خط مشی رو طی می کند در حالی که من روزنامه و اینارو من از دید حزب نمی بینم بلکه من اینارو فقط از پایگاه ایشون می بینم و الا اینارو هیچ کدوم را به حساب حزب نمی گذارم و نه به عنوان نیروهای مومن، معتقد، مخلصی که در حزب هستند بلکه شخصاً به نام ایشون می گذارم و با توجه به موضع گیری هایی که در روزنامه ایشون مطرح شده برای مثال ویژه نامه ای برای تختی چاپ می کنه، برای مصدق مطلب چاپ می‏کند، اما حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد بروید ببینید در روزنامه های اون زمان رو اگر یک خط حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی قبل و بعد از سالگرد ایشان در این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم، اما ویژه نامه هایی درباره تختی چاپ می کنه در حالی که تختی فقط جزو جبهه ملی بوده و یک کشتی گیر بود . شما به خاطر کشتی گیر بودنش از او مقاله چاپ نمی کنید و فقط به خاطر جبهه ملی بودنش زیاد از او صحبت و مقاله چاپ می کنید و الا تختی هم همانند صدها هزار نفر کشتی گیر دیگر مانند سید عباسی، حبیبی و غیره داشتیم، چرا اونارو مطرحشون نمی کنن، چرا برای اونا ویژه نامه چاپ نمی کنن پس حتماً به خاطر باند جبهه ملی شون بوده است، تجلیل هایی از مصدق می کنن، بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد مقاله ای علیه ایشون رو کدام روزنامه نوشت همین روزنامه جمهوری اسلامی که به اسم خیابان مصدق نوشت و شدیداً آن را کوبید
.

حتی یک شب که من در جایی صحبت می‏کردم تمامی این حرف ها را گفتم که بعد از صحبت های من آقای موسوی برای دفاع از خود بلند شد و گفت ما اینا رو نمی پذیریم به دلیل اینکه نمی خواهیم شیوه های آسیب پذیری و کمونیستی رو در ایران ایجاد بکنیم، البته لفظ را اشتباه به کار می برد اما من برداشتی را که از گفتن این مطلب بیان کرد عرض می نمایم برداشت ایشان این بود که در شیوه های کمونیستی که ما یک چیزی رو که در سابق اتفاق افتاده و در تاریخ مجدداً بیایم دنبال گیری کنیم و در موارد فعلی به آن تجسم بدهیم و بزرگش کنیم، مثلاً اگر کاشانی یا مصدقی آن زمان بود حالا بیاییم الآن هم یک مصدق و کاشانی بسازیم
.

البته سابقه های مکرر هم درگروه های منفی داشته از جمله بودنش در گروه نخشب که جزو بافت او بوده است و با پیمان و سامی در این باند نخشب بودند که بعد از مدتی از هم جدا شدند که پیمان گروه جنبش مسلمانان را درست کرد و سامی گروه جاما را درست کرد ولی آقای موسوی به ظاهر می فرماید که من یک آدم مستقل هستم و در واقع همون شیوه فکری رو امروز داره و به اعتقاد من در داخل روزنامه هم دقیقاً این شیوه فکری رو اعمال کرده و برای مثال از نماینده های عضو جنبش مسلمان مصاحبه کرده و مقاله های بلند بالایی در صفحه اول با تیتر درشت در مورد قضیه تالبوت نوشته و عکس های مختلفی را در اندازه های مختلف در این مورد به چاپ رسانده و حتی یک بار عکس پیمان را در صفحه اول جمهوری اسلامی چاپ می‏کند
.

* در خصوص زهرا رهنورد همسر آقای موسوی


و از آنجا که همسر آقای موسوی خانم زهرا رهنورد که یک مشت مزخرف هایی در مورد اسلام را در کتاب‏هایی مانند: طلوع زن مسلمان، همگام با یوسف، قیام موسی و هر چه از این مسائل توانسته به هم بافته و از آنجایی که او زیاد سابقه مسلمونی ندارد چه جور شده است که حالا به عنوان مفسر قرآن شده معلوم نیست دنیا در دست کیه که هر کس می خواهد یک ساله مفسر قرآن می شود
.

در همین کتاب طلوع زن مسلمان این خانم تمام جملاتی که مربوط به نهج البلاغه علی (ع) بوده است به فارسی در این کتاب نوشته و بعد به عنوان تبلیغات ارتجاعیون علیه زن آن را به شدت کوبیده است و هر کس هم که اینها را می خواند اصلاً متوجه نمی شود که تمامی مباحث از عین متن نهج البلاغه می باشد برای مثال یکی از آن جمله ها این است که: (غیرت برای مرد از ایمانش است و برای زن کفر) در صورتی که این جمله عین متن نهج البلاغه بوده و ایشان با نوشتن این متن به شدت این موضوع را کوبیده است در حالی که در نهج البلاغه آماده است: (غیره الرجال من الایمان و غیره المراه کفر) غیرت برای مرد از ایمانش هست و برای زن کفر که این جمله را به فارسی نوشته و هر کس که این متن را می خواند با خود بگوید که متحجرین عجب چیزهای مزخرفی گفتن و یا یک شیوه ای را به کار برده است که از نظر من شیوه خوبی است که می گن برای اینکه انسان بخواهد خوب جا بیفتد موضوعی که در اسلام مطرح نیست مطرح بکند و بعد بکوبد ، فرض می کنیم مثلاً شما اصلاً دایی ندارید، عمو ندارید بعد ما بیایم طرح بکنیم که یک عده می گن عموی فلان کس ساواکی و بعد شروع کنیم در مورد این مسئله 20 یا 30 صفحه در مورد او نوشته و صحبت کنیم خوب پس هیچ کسی نمی آید از ما بپرسد که آقا فرد اصلاً وجود خارجی دارد که اینگونه در مورد آن صحبت می‏کنید چگونه ثابت می کنید و یا برای مثال در همین کتاب طلوع زن مسلمان یک متن دیگر است که به این صورت نوشته شده است که (زن از دنده چپ مرده) اول این موضوع را در 20 یا 30 صفحه شرح داده و همه هم می‏گن چه زن خوبی چقدر از زن ها دفاع می‏کند همش هم با استدلال قرآنی، حدیث، روایت و... هیچ کس هم نمی پرسد که اصلاً کی گفته که زن از دنده چپ مرده که تو داری ردش می کنی اصلاً همچنین مسئله ای از کجا آمده که در 20 تا 30 صفحه به رد کردن و کوبیدنش می پردازی و
...

همچنین با ایشان به عنوان زن متفکر اسلامی مصاحبه می کردند و در تلویزیون در مورد مباحث زنان به صحبت می پرداختند و همچنین در دانشگاه ها به سخنرانی می پرداخت و در یکی از دانشگاه های ادبیات مشهد به سخنرانی پرداخت که در این بیان سوالی راجع به یکی از خطبه های معروف نهج البلاغه مطرح شد که زن ها نقص دارند پرسیده که ایشان اینگونه پاسخ دادند، اصلاً این حرف به درد نمی خوره و همچنین چیزی در نهج البلاغه نداریم که بعضی ها به صحبت های او اعتراض کردند ولی خانم زهرا رهنورد گفت که شماها به این خاطر به این مسئله اعتراض دارید زیرا که مردان شما بر شما تسلط دارند که در این میان در میان دانشجویان شلوغ و پلوغ شد و خانم رهنورد برای آرامش آنها چند دفعه اعتراض کرد که من دارم سخنرانی می کنم که این افراد به آرامش دعوت نشدند و ایشان سخنرانی را ترک و قهر کردند و همه از این کار او تعجب کردند.

 

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام منتظر | جمعه 10 مهر1388 | 16:2 | + | موضوع: |