حزب الله تریبون ندارد، بلکه تریبون می شود
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای ضرغامی، سلام!
مدتی بود که از سر بی بصیرتی، توقع داشتم شما را ببینم و وقتتان را به خاطر حرفهایی که ارزش رسانه ای شدن ندارند بگیرم، اما نمی دانم چطوری شد که این تأکیدات جدی شما در اینکه به ما گفتید بصیرت!! داشته باشیم کاری شد،فقط چند کلامی را با نهایت شرمندگی برایتان باید بگویم، شرمنده از آن رو که شهرستانی هستم و خودتان که بهتر می دانید، حرف زدن بلد نیستیم، یعنی سواد و بصیرتش را نداریم، و اصولاً برای همین بود که سال گذشته، دسته جمعی فتنه گری کردیم و نامه سرگشاده نوشتیم و خاطرت را آزردیم. البته ما بنایمان این بود که همچنان از همان بستر تشکلهای مردمی به کارمان ادامه دهیم، اما ظاهراً اعمال نفوذ کرده اید و حتی قدرت نوشتن نامه سرگشاده را از تشکلها گرفته اید.
1- نمی دانم خبر به شما رسیده است یا نه، فکر کنم 32 سال پیش بود که مردم به خیلی چیزها ((نه)) گفتند. به آمریکا، به غربزده ها و البته به اسلام آمریکایی. این طور شد که شماها آمدید روی کار. خواستم یادآوری کنم، چون گاهی اوقات وقتی صدا و سیما را می بینیم فکر می کنیم که هنوز واحد خبر، خبرِ وقوع انقلاب اسلامی و همینطور آرمانهای انقلاب اسلامی را به گوش مدیرانش نرسانده اند.
2- متأسفانه هنوز نمی دانید که مسئولیتتان چقدر است و رسانه چه نقشی می تواند در جامعه داشته باشد. از تربیت انسان تا تربیت جامعه، همه در گرو داشتن صدا و سیمای خوب است.
آن اوایل یادم هست که دکتر احمدی نژاد گفتند که اگر ما امروز هیچ نداشته باشیم اما آموزش و پرورش خوبی داشته باشیم فردا همه چیز خواهیم داشت و اگر امروز همه چیز داشته باشیم بجز آموزش و پرورش، فردا هیچ نخواهیم داشت. به نظر من، اگر ما آموزش و پرورش نداشته باشیم اما صدا و سیمای خوبی داشته باشیم فردا آموزش و پرورش خوبی خواهیم داشت، منظورم این است که شما مقصر اشکال در آموزش و پرورشید، چون شما می توانید به زور رسانه، از مسئولان آموزش و پرورش مطالبه گری کنید.
امروز خواستم از تلفن همگانی استفاده کنم اما کارت تلفن صادره اداره مخابرات در پانزده باجه تلفنکارتی (شاید یکی دو تا بیشتر یا کمتر)، به صورت پی در پی، Eror داد، البته برخی از باجه ها هم خراب بودند! اینجا هم مقصر شما هستی آقای ضرغامی! اگر یک ((نود)) هم برای مخابرات می گذاشتی، امروز من به این مشکل بر نمی خوردم.
در ورودی دانشگاه ما، تابلویی زده اند و نوشته اند ((ایستگاه مینی بوس؛ حرکت هر ده دقیقه)). گاهی حتی ساعتها باید به این تابلو بنگرم تا شاید ده دقیقه تمام شود و مینی بوسی برسد. مقصر این مسئله هم شما هستی که از رسانه برای نا امن کردن فضای دروغگویی در جامعه استفاده نکردی.
هنوز اهمیت سازمانی که مسئولیتش را دارید نمی دانید چقدر است و چه کارها می توانید با آن انجام دهید.
3- نه از شما، اما از دوستان و هم جبهه ای هایتان زیاد شنیده ام که صدا و سیما به واسطه ماهیت گذشته خودش، با مشکل نیروی انسانی روبروست، یعنی بچه های با دغدغه و مومن و متعهد هنوز نرفته اند در رشته های مربوط به سینما و تلویزیون متخصص بشوند. قبول، یعنی من هم معتقدم صدا و سیما محروم ترین منطقه کشور است و بیش از هر جا نیاز به اردوی جهادی که نه، سفر و هجرت جهادی دارد. اما یک سوال؛ شما از همان نیروهای متخصص اندکی که دغدغه اسلام و انقلاب دارند چقدر استفاده کرده اید؟
شما اگر اهل میدان دادن به حزب الله بودید فلان مداح حزب اللهی که امروز جوانها با صدای او به راهیان نور می روند، مجبور نمی شد برای میکس و تصویر گذاری روی یکی از کارهایش به یک شرکتی رو بیندازد که از او بخواهند بیتی که اسم رهبری در آن هست را حذف کند و آخر کار هم مجبور شود بی خیال میکس کارش شود! همان مداحی که عار می دانید یکبار صدایش را پخش کنید، چون به هر حال او هم شهرستانی است و نمی تواند خودش را با کلاس و پرستیژ شما وقف دهد!
شما اگر در فکر مجال دادن به حزب اللهی ها در صدا و سیما بودید لااقل به اندازه فلان بازیگری که هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد و مرحوم شده است، لااقل به همان اندازه به جانبازان شیمیایی ای که هر سال شهید می شوند ضریب می دادید. (اصلاً یک پیشنهاد کاربردی، یک بار آمار بگیرید ببینید که در طول سال چند بازیگر مرحوم شده و چند جانباز شیمایی شهید! بعد ببینید از هر کدام، چند درصدشان به عنوان خبر در رسانه ملی طرح شده است تا حساب کار دستتان بیاید.) حالا دیگر بگذریم که برای اینکه اثبات کنید به بازیگران و فوتبالیستها اهمیت داده اید می روید کلی با خانواده شان مصاحبه می کنید که احیاناً جایی کم نگذاشته باشید، اما پای شهدا و خانواده شهدا که وسط می آید دیگر چون دشمن بیگانه شبهه افکنی نمی کند شما نگران نمی شوی که خدای ناکرده این عزیزان سانسور شوند. من نمی دانم اگر دشمن نبود واحد تأمین و واحد خبرتان چه می کرد!
اصلاً هیچ چیز به این اندازه گویای مظلومیت اسلام و انقلاب در صدا و سیما نیست که وقتی برنامه ای به نام ((راز)) تشکیل می شود و این همه مردم از آن استقبال می کنند افرادی را در آن می بینیم که عمدتاً نه در گذشته و نه فعلاً جایی در رسانه ندارند! خوب اگر حزب الله در همه جای صدا و سیما تریبون داشت که یک برنامه جدید این همه سر و صدا نمی کرد! معلوم می شود که ((راز))، تقریباً تنها تریبون حزب الله در بین این همه کانال و ساعات پخش صدا و سیمای جمهوری اسلامی است و بدتر از آن، خیلی از برنامه های دیگر رسانه که نام حزب الله را یدک می کشند کارکردی چیز ایجاد تنفّر نسبت به حزب الله ندارند!
اگر حزب الله در صدا و سیما تریبون داشت اینطور نمی شد که این همه تجمع و تحرک حزب الله برای تحریم کالاهای اسرائیلی در کشور بایکوت شود و به رسانه راه پیدا نکند اما خبر حرکتی کوچک در پاکستان که مردمش خواهان تحریم کالاهای اسرائیلی شدند در رسانه طرح شود. تجمع بزرگ دانشجویان در خلیج فارس دیده نمی شود و تجمع چند ده نفره دانشجویان عراقی دیده می شود.
تازه این که چیزی نیست، خبر زندگی یک فرد با مار و عقرب و شنای فردی دیگر در آب یخ و تولد بزغاله ای دو سر و امثالهم هم بر اخبار مستضعفین و جان دادن هموطنانمان به خاطر گرسنگی ارجحیت پیدا می کند.
راستی یادتان هست که در ایام نوروز، با اعزام تیم به بیمارستانها و آتش نشانی و امثالهم، از کسانی که در روزهای عید به جای اینکه کنار خانواده باشند مشغول کار بودند گزارش تهیه می کردید و می گفتید اینها دارند عیدشان را برای مردم در محل کار می گذرانند. آنها البته خیلیهایشان به خاطر شرایط کاری مجبور به این کار بودند و حقوق هم می گرفتند. همان زمان (یعنی چند روز قبل و چند روز بعد عید و از جمله لحظه تحویل سال) یادم می آید چند تا (بیشتر از صد نفر) از رفقایمان به صورت داوطلبانه و نه از سر اجبار رفته بودند اردوی جهادی در مناطق محروم سیستان، قطعاً خیلیهای دیگر هم رفته بودند که من خبر نداشتم. خیلی ها هم سال جدید را در کنار سفارت بحرین تحویل کردند و یا در تجمعات دیگر سر کردند. ندیدن این کارها و نگفتن اینها، اگر به معنی سانسور حزب الله و سانسور تربیت شدگان مکتب امام و انقلاب و رهبری نیست به چه معناست؟ اگر به معنی خیانت (هر چندی خیانتی که از سر غفلت باشد) نیست پس چیست؟
اصلاً فرض کنیم که حزب الله اصلاً افراد متخصص برای سینما و تلویزیون ندارند. ((خبر)) را چه می گویید؟ انعکاس اخبار هم ربطی به متخصص نبودن حزب الله دارد؟ هنوز یادم نرفته که چندین سال پیش برادرم می گفت یک بار تجمعی دانشجویی در حمایت از انرژی هسته ای برگزار کرده اند، از بیست و سی آمده اند و گزارش گرفته اند، پخش هم شده است. بار دیگر تجمعی انتقادی (اگر اشتباه نکرده باشم در مورد قوه قضائیه) برگزار کرده اند، باز هم از بیست و سی آمدند و گزارش تهیه کردند اما این بار هرگز پخش نشد! این یعنی سوء استفاده از حزب الله در جهت منافع جناحی خود! یعنی حزب الله در صدا و سیما تریبون ندارد، بلکه تریبون می شود! یعنی نردبان امثال شما می شود تا به آرمانهای کوتوله تان برسید!
اصلاً صحیفه امام را خوانده اید؟ می دانید که امام دقیقاً در مورد بخش ((خبر)) بود که گفتند من از صدا و سیما راضی نیستم و چرا این پابرهنگانی که انقلاب کردند در تلویزیون اینقدر کم دیده می شوند؟ شما چقدر از مصاحبه ها و گزارشهای خبری تان را از 33 درصد روستایی کشور می گیرید؟
از همه اینها گذشته، مگر در دفاع مقدس، ما افراد متخصص نظامی داشتیم؟ ما آنجا فقط فرماندهانی داشتیم که جوانان بسیجی را باور داشتند، معلوم میشود که شماها نمی توانید باور کنید که یک بچه بسیجی (منظورم از بچه بسیجی، پرورش یافته مکتب امام و رهبری است نه اینهایی که امروز صرفاً با کارت عضویت، بسیجی می شوند و حتی یک سخنرانی کامل از حرفهای امام و رهبری را نخوانده اند) تک نفره بتواند ساعتها یک تپه را در مقابل انبوه سپاه دشمن حفظ کند که اگر باور داشتید الان وضع صدا و سیما این نبود!
4- پیشتر، در حضور یکی از جبهه رفته ها بودم. می گفت ما این فیلمهایی که خودمان در جبهه بودیم را برای اینکه آن حال و هوای انقلابی در ما زنده شود و انرژی بگیریم و خدای نکرده سستی نکنیم می خواهیم از صدا و سیما بگیریم، اما نمی توانیم! به ایشان گفتم اگر روزی برسد که این نظام سقوط کند (که انشاالله پایان این نظام به معنی تشکیل حکومت جهانی اسلام به فرماندهی امام زمان (عج) خواهد بود) آنوقت رییس سازمان صدا و سیما در نظام بعدی، می تواند بلند شده و با افتخار بگوید: (( ما با غیر قابل دسترس کردن فیلمها و تصاویر دوران انقلاب اسلامی و سانسور گنجهای گرانقیمتی که هر کدامشان به تنهایی برای انقلابی کردن یک ملت کافی بودند، کمک شایانی به سقوط این نظام کردیم، ما را در جمع خود بپذیرید!))
بله آقای ضرغامی!
شما فیلمها و اسناد و اخبار موجود دوران مبارزه پیش از انقلاب را در شهرستانها و روستاهای ایران سانسور کردید، آرشیو کردید و دیگر پخش نکردید تا خدای نکرده به دست نسل جدید نرسد و حافظه تاریخی اش را به یاد نیاورد تا این نسل با دیدن تظاهرات کوچکی در تهران، فاتحه نظام و انقلاب را خوانده تصور کند!
شما آرشیو فیلمهای دفاع مقدس را حتی از رزمندگان آن دوران دریغ کردید تا مبادا آنطور که امام به شما دستور داده بودند مردم انقلابی بار بیایند. شما فیلمهای باشکوه تشییع شهدا در دهه هفتاد را در شهرستانها آرشیو و از دسترس خارج کردید تا مبادا من نسل سومی، با یادآوری آن روزها، به فکر گذشته خود بیفتم.
شما مستندهای زیبای ساخته شده به دست مستندسازان انقلابی را بایگانی کردی و رویش هم برچسب ((حق تکثیر محفوظ)) زدی تا خیالت از بابت اینکه اینها دیگر به دست نسل سوم نرسد راحت باشد.
5- به صورت خیلی واضح، دستگاه صدا و سیما توجه کاملاً حداقلی به مطالبات رهبری دارد. اصلاً سازمانی که رییس آن، دستور رهبری برای حضور در جلسات پرسش و پاسخ و مطالبه گری در دانشگاه ها را با استدلالی کاملاً غیر منطقی زیرپا بگذارد چطور می خواهد از بقیه مسئولان کشور، اطاعت دستورات رهبری را مطالبه کند؟ ببخشید که استدلال شما باعث شد که مخالفت من برانگیخته شود، آخر آقای ضرغامی، کاش لااقل قبل از بیان این استدلالتان، رهبری را هم توجیه می کردید تا ایشان هم متوجه شوند و بدانند که حضور شما در دانشگاه ها و در جمع دانشجویان و جوانان، ممکن است مخالفتهایی را برانگیزد و به ضرر صدا و سیما تمام شود تا نیایند و دستوراتی بدهند که با نسخه های شما همخوانی نداشته باشد.
داشتم می گفتم که شما توجهتان به مطالبات و فرامین رهبری حداقلی است. فکر می کنم حدود ده سال است که از طرح مقوله هایی مثل مبارزه با مفاسد اقتصادی، تشکیل کرسیهای آزاد اندیشی، مهندسی فرهنگی و نقشه جامع فرهنگی و امثال اینها می گذرد. خوب شما که ادعا دارید گوشتان به حرف رهبر است، اختیار رسانه هم که دست خود شماست و هر وقت بخواهید هر کسی را می توانید ممنوع التصویر و بایکوت کنید یا رسوا سازید، خوب شما چطور نتوانستید کسانی را که برای این مطالبات رهبری کم گذاشتند به زور رسانه به راه بیاندازید یا اگر قابل راه اندازی نیستند رسوا کنید؟ رهبری نگفته بودند که این فرمان کرسیهای آزاد اندیشی را نگذارید وارد پیچ و خم اداری بشود؟ پس چرا هشت سال سکوت کردید؟
اصلاً چرا جای دور بروم، همین یک و نیم سال گذشته، مگر رهبری در حکمشان به شما نگفتند یک ساله انتظار می رود که نشانه های تحول در صدا و سیما باید ظاهر بشود؟ شما یا نمی دانید که صدا و سیما به کجا می گویند یا اینکه متوجه نیستید تحول یعنی چه. بعدش هم با کمال جسارت، حتی حاضر نمی شوید بعد از یکسال، یک گزارش بدهید که چه قدمی برای تحول برداشته اید، تازه بدتر از همه اینها، مردمی هم که بلند می شوند و می پرسند با دستور رهبری چه کردید، باید سانسور شوند و بی بصیرت و فتنه گر خوانده شوند و ممنوع التصویر شوند!
6- شما و بیشتر همکارانتان حتی اگر هم در مسائل رسانه ای متخصص باشید تخصصتان فقط به درد خودتان می خورد، یعنی به درد انقلاب اسلامی نمی خورد. من متعجم که شما چطور هنوز که هنوز است می خواهید با سانسور کار رسانه ای کنید. شاید تک تک حرفهایی که در مورد انقلاب های منطقه می زنید، از سانسور اخبار بحرین و لیبی و مصر در رسانه های این کشور گرفته تا کشته شدن مردم در راه پیماییها و قطع اینترنت و امثال اینها، دو سال پیش از طرف رسانه های داخلی و خارجی حامی فتنه 88، در مورد ایران (البته عمدتاً به دروغ) ذکر می شد و شما سکوت می کردید و هیچ نمی گفتید. همان زمانی را می گویم که رهبری می گفت سکوت کردن هم سواری دادن است و شما سکوت می کردید. آخر چطور ممکن است که شما اینقدر فکرتان بسته باشد که تصور کنید آن زمان این حرفها به گوش مردم نمی رسید؟ الان هم که همین کار را در مورد سوریه می کنید، به جای اینکه ابعاد تفاوت سوریه را با بحرین و لیبی و... برای مخاطبین تشریح کنید می خواهید از اساس وانمود کنید که در سوریه هیچ اتفاقی نمی افتد!
باز هم از تخصصتان بگویم که این همه سوژه برای مستند سازی در کشور وجود دارد اما صدا و سیمایی که مسئولیتش همین است دنبال سوژه های دیگری می رود و اگر تشکلهای مردمی و افراد دغدغه مند کاری نکنند این همه کار بر زمین می ماند.
7- یکی دیگر از رویکردهای اساسی صدا و سیما در ضربه زدن به انقلاب اسلامی، بایکوت کارهای غیر دولتی است. صدا و سیمای شما، فقط دولت را می بیند و کارهای دولتی و دولتی پسند را! مردم هم فقط اگر در راهپیمایی ها شرکت کنند حق دارند در کادر دوربینهای شما قرار گیرند. دیگر این همه فعال فرهنگی و نهاد مردمی و دانشجویی باید تعطیل شوند! اصلاً غلط کرده اند بدون اجازه شما کار می کنند، تازه اخیراً هم که انتقاداتشان به شما زیاد شده است بیشتر غلط می کنند. امام هم خیلی جاها اشتباه کرده است، مثلاً اشتباه گفت که قدس را باید ملتها نجات دهند، یا اینکه مردم و پابرهنگان باید تاریخ نویس انقلاب باشند نه نخبگان و روشنفکران. امام اشتباه کرد که ملت ساکت ننشیند و فلان کار و فلان کار و فلان کار را بکند. الان هم که رهبری دارد مرتب اشتباهات امام را تکرار می کند، اخیراً هم که یادتان هست، گفتند که اعزام کشتیهای آزادی می تواند اسراییل را شکست دهد. آقا زیاد دارد مردم را پر رو می کند! اینها بدآموزی دارد. اصلاً آقا چرا باید به جنبش دانشجویی پیام بفرستد و از ایشان بخواهد واقعیات ضد عدالت در جامعه مورد سوال قرار گیرد؟
اصلاً چه دلیلی دارد که مردم انقلابی برای رسانه ای کردن کارهایشان به صدا و سیما التماس نکنند تا لطف کند و لحظاتی از ساعت بیشمار خود را به آنان اختصاص دهد؟ چه کسی گفته صدا و سیما خودش باید دنبال شناسایی سوژه های انقلابی برای رسانه ای کردنشان باشد؟
8- دلم نمی آید این را هم نگویم که شما اخیراً جایی ادعا کردید که به دنبال ((اخلاق)) و ((امید)) و ((آگاهی)) هستید. اخلاق را که در ((خنده بازار))ها یادمان دادید و در امثال پیامهای بازرگانی همیشه اثبات می کنید! آگاهی هم که سالهاست در صدا و سیما نهادینه شده، امید هم حتماً باید از طریق داد زدن و القای مستقیم به مخاطب ایجاد شود. آقا، اصلاً منظورشان این نیست که مثلاً شما بیایید جایگاه انقلاب اسلامی را در جهان تصویر کنید تا مردم امید داشته باشند، این هم منظورشان نبود که با زیر سوال بردن روشهای غلط در امور جاری کشور و اعمال فشار رسانه ای، احساس بهتر شدن را در مخاطب ایجاد سازید، بلکه منظورشان فقط این بود که سعی کنید اصلاً انتقاد نکنید و برای اینکه دهان منتقدین را هم بتوانید ببندید یک ((صرفاً جهت اطلاع)) پنج دقیقه ای بگذارید و در آن همه چیز را زیر سوال ببرید، بعد این چند دقیقه را علم کنید و مثل پتک بر سر منتقدان بکوبید که چه کسی گفته صدا و سیما اهل انتقاد نیست!
راستی فکر می کنم منظور آقا این هم بود که این برنامه ((راز)) دارد ایجاد نا امیدی می کند، هر چه زودتر برنامه را توقیف کنید و نادر طالب زاده را ممنوع التصویر کنید!
یکی دو سطری هم در رابطه با نسبت رسانه ملی و آگاهی بیشتر بنویسم. می گویید که ((فوتبال)) و ((نود)) و از این دست برنامه ها را به این خاطر که طرفدار و مخاطب زیادی دارند بهشان ضریب بیشتری اختصاص می دهید. آیا رسانه آمده تا ذهن مردم را به سمت ارزشها و اسلام هدایت کند یا اینکه آمده تا هر سمتی که احیاناً ذهن مردم بود خودش منفعلانه به آن سمت برود؟ خوب اگر اینگونه باشد فعلاً که قدرت رسانه های غرب به مراتب بیشتر است، آنها هم که مشخص است که ذهن مردم را به کدام سمت می خواهند ببرند. خوب شما چرا از همین ابتدا نگاه نمی کنی که رسانه های غربی غایت چشم اندازشان به کجا ختم می شود تا از همین الان مردم را به همان سمت ببرید؟ تازه آن وقت می توانید افتخار کنید که در این مورد توانستید پیشرو و جریان ساز باشید نه پیرو و تابع!
اگر هم که خیر، معتقدید تدریجاً می خواهید مخاطب را به سمت انقلابی شدن ببرید خوب این کار تدریجی در کجا دیده می شود؟ اینکه شما زمان پخش زنده یک مسابقه فوتبال را صد بار بیایی از قبل به صورت ویژه اعلام کنی و از آن طرف برنامه ای مثل ((راز)) را در کم مخاطب ترین شبکه تلویزیونی، آن هم بدون اعلام قبلی و تازه با تغییر غیر منتظره و بدون اعلام قبلی در ساعت پخش روی آنتن بفرستی، این می شود حرکت به سمت آگاهی؟ شما در کدام مسابقه ورزشی آمده اید دو تا جمله از امام گفته اید؟ بجز دو جمله کلیشه ای که معنی حقیقی و بار معنایی خودشان را از دست داده اند و مبتذلشان ساختید شما چه استفاده ای از ورزش برای ترویج آرمانهای انقلاب اسلامی کرده اید؟ چند مثال میتوانید برای خودتان ذکر کنید؟
9- فکر می کنم شمردن این موارد کافیست. خواستم فقط اولش نگویید که مصداق بیاور!
حالا می خواهم منظورم را از این نوشته ها بگویم. یادتان هست امام به شما گفت نترسید از اینکه به شما بگویند کهنه پرست هستید؟ یادتان هست گفتند اگر صدا و سیما فاسد شود همه را فاسد می کند؟ یادتان هست گفت این دستگاه، از همه دستگاها مهمتر است؟ یادتان هست گفته بود این دستگاه باید بعد از دو سه سال مردم را انقلابی بار بیاورد؟
نقدهای آقا را چطور؟ آنها را خوانده اید و شنیده اید؟
یادتان هست آقا آن سالهای اول رهبری، به بچه های صدا و سیما گفتند که چرا برنامه هایی روی آنتن می فرستید که به لحاظ کیفیت خوب نیستند؟ و فرمودند که اگر نتوانستید برنامه خوبی پیدا کنید صادقانه به مردم بگویید که مثلاً برای این دو ساعت نتوانستیم برنامه خوب پیدا کنیم و آن دو ساعت را خالی بگذارید! یادتان هست؟
(اصولاً پیشنهاد می کنیم که در برداشتتان از انقلاب اسلامی تردید کنید، اسلام رسانه ملی اسلام امام و انقلاب و رهبری نیست.)
تلاش های طاقت فرسا می کنید، اما در کدام جهت؟ در این جهت که بیشتر نسل جدید را مشغول فوتبال کنید؟ در این جهت که تعداد شبکه ها و کانالها را زیاد کنید تا بتوانید بیشتر از این مردم را از نظام مأیوس کنید؟ اصلاً می دانید عملکرد ضعیف شما، چقدر به جایگاه رهبری ضربه زده است و می زند؟ با این رشد و اصلاح لاک پشتی و البته افزایش انحراف در بسیاری موراد دیگر، چطور نام جمهوری اسلامی را یدک می کشید؟
می دانید که اکثر جوانها فکر می کنند که وضع موجود رسانه ملی، مطابق خواست رهبری است و اصلاً شما تحت نظارت ایشان کار می کنید؟
اگر نمی توانید که رسانه را اصلاح کنید لااقل می توانید که مخاطب را روشن کنید تا کارهای شما را به حساب رهبری ننویسند، این را هم نمی توانید؟ البته می دانم، به هر حال شما هم باید برای اینکه مشروعیت داشته باشید خودتان را به رهبری منتسب کنید، حالا اینکه از رهبری هزینه می شود مهم نیست، اصلاً شما محور هستید نه رهبر!
نمی دانم چرا اینقدر به حاشیه می روم و یادم می روم منظورم را بگویم.
حدیث پیامبر را شنیده اید؟ اگر کسی مسئولیتی را در جامعه اسلامی قبول کند و بداند از او شایسته تر هم وجود دارد خائن است؟
روایات امامان را در مورد مسئولانی که نمی توانند ( نه اینکه نخواهند) از پس مسئولیت بر بیایند شنیده اید؟
چه می کنید؟ می خواهید تا آخر پنج سال را بمانید؟
امیدوارم کاری کنید که همیشه از خداوند برای شما دعای خیر کنیم.
والسلام
یک دانشجوی نسل سومی

دانستند.